دسته‌بندی نشده
[ 2 دسامبر 2019 توسط باقری 0 نظرات ]

آداب و رسوم جالب کریسمس در سراسر جهان

آداب و رسوم کریسمس

آداب و رسوم کریسمس

مراسم کریسمس در نقاط مختلف جهان

نگاهی به آداب و رسوم کریسمس و عید سال نوی میلادی در گوشه کنار دنیا

آداب و رسوم کریسمس در استرالیا

سنت کریسمس در استرالیا در 25 دسامبر در طی تعطیلات تابستانی وجود دارد، بنابراین بسیاری از جشن های کریسمسی در فضای باز برگزار می شوند. محبوب ترین رویداد فصل کریسمس کارول توسط نورهای شمع است. مردم شب ها برای روشن کردن شمع و خواندن سرود کریسمس بیرون می آیند. ستارگان در بالا می درخشند و مناظر و صداهای کنسرت عالی در فضای باز به گوش می رسند.

فرهنگ کریسمس در چین

تعداد کمی از مسیحیان در چین، “شنگ دان جیه” نام دارد، به معنای جشنواره مقدس تولد. خانه های خود را با گل همیشه بهار، پوسترها، و زنجیره های کاغذ رنگی تزئین می کنند. خانواده ها یک درخت کریسمس به نام “درخت نور” می آورند و آن را با فانوس های زیبا، گل ها و زنجیره های کاغذی قرمز که نماد شادی هستند، تزئین می کنند. آنها کاغذهای قرمز را می برند و پنجره ها را تزئین می کنند، و همچنین با فانوس های کاغذی روشن می کنند.

کریسمس در چین

شنگ دان جیه مسیحیان کشور چین

مراسم کریسمس در اتیوپی

سنت کریسمس در اتیوپی از تقویم جولین قدیمی پیروی می کند، بنابراین اتیوپی ها در روز 7 ژانویه کریسمس را جشن می گیرند. جشن ارتودوکس هاب اتیوپی ها، گانا نامیده می شود. روزی است که خانواده ها به کلیسا می روند.

همه لباس سفید می پوشند و بیشتر مردم اتیوپی یک شامای سنتی می پوشند – یک پوشش پنبه ای سفید و نازک با نوارهای رنگی روشن در انتهای آن. دوازده روز پس از گانا، در روز 19 ژانویه، اتیوپی ها این جشن سه روزه را به نام تیمکات آغاز می کنند، که تعمید مسیح را جشن می گیرد.

آداب و رسوم کریسمس در انگلستان

سنت کریسمس در انگلستان سرد، مرطوب و مه آلود است. روز قبل از کریسمس برای خانواده ها در انگلستان خیلی شلوغ است. آن ها هدایا، شیرینی ها، و جوراب های آویزان بالای بخاری را بسته بندی می کنند. سپس همه در اطراف درخت جمع می شوند و شخصی داستان تعطیلات کلاسیکی می گوید:” بچه ها یک نامه برای پدر کریسمس می نویسند و نامه خود را در شومینه می گذارند تا بابانوئل بتواند از دودکش خارجشان کند. پس از آن که بچه ها در شب قبل کریسمس می خوابند، و صبح کریسمس مبارک فرا می رسد.

کریسمس در انگلستان

نوشتن نامه برای بابانوئل در انگلستان

آداب و رسوم کریسمس در فرانسه

سنت جشن کریسمس در فرانسه، در 5 دسامبر آغاز می شود که سنت عید نیکولاس است، اما شب کریسمس زمانی برای جشن کریسمس فرانسه است. ناقوس کلیسا طنین انداخته می شود و صدای آواز دسته جمعی فرانسوی به نام نوئلز را می خوانند. در روز کریسمس خانواده ها به کلیسا می روند و سپس از یک جشن فراوان غذاهای عالی لذت می برند که با بوچه نوئل سنتی تمام می شود، کیک پر شده از باترکریم به شکل لوگوی یول.

جشن کریسمس در آلمان 

سنت های کریسمس در آلمان در سراسر ماه دسامبر آماده می شود. یکشنبه چهارم پیش از کریسمس، افراد تاجی از شاخه های صنوبر یا کاج را تشکیل می دهند که چهار شمع رنگی دارد. آن ها هر یکشنبه یک شمع را روی حلقه قرار می دهند، آهنگ های کریسمس می خوانند، و شیرینی های کریسمس می خورند. در هفته های پیش از کریسمس، خانه ها پر از بوی شیرینی و پخت نان شیرین، کیک پر شده از میوه های شیرین، و شیرینی های تند به نام لبوچون می شوند.

کریسمس در آلمان

سنت جالب مراسم کریسمس در آلمان

مراسم سنتی کریسمس در هلند

کودکان در هلند مشتاقانه منتظر ورود سینترکلاس در روز ششم دسامبر هستند. سینترکلاس یک اسقف مهربان است. او ردایی سرخ می پوشد و تاجی بلند و نوک تیز بر سر دارد. سینترکلاس هر زمستان با کشتی از اسپانیا به بندرگاه آمستردام سفر می کند. او یک اسب سفید و یک کیسه بزرگ پر از هدیه برای بچه ها می آورد.

خانواده ها عید سنت نیکلاس را جشن می گیرند. عید نیکلاس در خانه ها با غذای خوب، شکلات داغ و یک لتربنکت ، کیک که به شکل اولین حرف نام خانوادگی است، جشن گرفته می شود.

سنت کریسمس در ایتالیا

فصل کریسمس در ایتالیا اولین یکشنبه از میلاد مسیح است که چهار یکشنبه قبل از کریسمس است. نمایشگاه های کریسمس به همراه موسیقی تعطیلات و آتش بازی همراه هستند. خانواده ها به بازارهای کریسمس می روند تا برای دیدن هدایا و چهره های جدید صحنه خرید کنند.

بعضی از خانواده ها درخت کریسمس را برپا کردند و آن را تزیین می کنند. خانواده ها صحنه پرسپیو را می چینند و یا دوباره درستش می کنند در روز نوونا. آنها هر صبح و عصر روز قبل پرسپیو جمع می شوند و برای دعا شمع روشن می کنند.

 کریسمس در ایتالیا

کریسمس در کشور ایتالیا چگونه است؟

فرهنگ کریسمس در مکزیک

هوا در زمان کریسمس در مکزیک گرم و ملایم است. خانواده ها به خاطر هدایا، زیورآلات و چیزهای خوب برای خوردن در غرفه های بازار به نام پوستوس خرید می کنند.

خانه هایشان را با گل های سوسن و همیشه بهار تزئین می کنند. اعضای خانواده طراحی های پیچیده ای را در کاغذها برای ساخت فانوس ها و یا farolitos ها درست می کنند. آن ها درون این شمعدان ها شمع قرار می دهند و سپس آنها را در پیاده روها و روی پشت بام ها و دیواره ای بیرونی قرار می دهند، تا شهر را با روح کریسمسی روشن کنند.

آداب و رسوم کریسمس در اسپانیا

کریسمس در 8 دسامبر در اسپانیا آغاز می شود و یک هفته برگزار می شود. کلیساها و بازارها در سراسر فصل کریسمس با گل های همیشه بهار تزئین می شوند.

تمبور، جغجغه کدو، کاستنیتس، و گیتار کوچک برای به فروش رساندن آواز و رقص در خیابان ها به فروش گذاشته می شوند.

کودکان از خانه ای به خانه دیگر می روند و شعرها و یا سروده ای مذهبی را برای شیرینی، اسباب بازی و یا ابزارهای کوچک می خوانند.

 کریسمس در اسپانیا

آداب و رسوم عید سال نو میلادی در کشور اسپانیا

جشن کریسمس در سوئد

جشن کریسمس در روز 13 دسامبر با روز سنت لوسیا آغاز می شود که قدیس حامی نور را جشن می گیرند. دختر بزرگ تر قبل از طلوع آفتاب از خواب بیدار می شود و به عنوان “ملکه نور” در لباس سفید ظاهر می شود. تاجی از برگ بر سر دارد.

با خواندن شعر “سانتا لوسیا”،ملکه لوسیا به تمام اتاق خواب ها می رود تا به هر یک از اعضای خانواده قهوه تعارف کند. بچه های کوچک تر هم کمک می کنند. همه اعضای خانواده به انتخاب درخت کریسمس فقط یک روز قبل از کریسمس کمک می کنند.

دسته‌بندی نشده
[ 2 دسامبر 2019 توسط باقری 0 نظرات ]

حقایق جالب که درباره کریسمس نمی‌دانید!

1-مهمترین نماد سال نوی میلادی بابانوئل است.
2-  قرمز بودن لباس بابانوئل موثر از آیین مهرپرستی ایرانی می‌باشد. در قرون اولیه میلادی کشیش‌ها و راهبان لباس قرمز و سفید به تن می‌کردند.
3- سنت نیکولاس، فردی که در قرن چهارم میلادی می‌‌زيست و اسقف شهر کوچک و باستاني ميرای ترکيه بود، همان بابانوئل است.
4- ابتدا جسد سنت نیکولاس در شهر میرای ترکیه بود اما بعد از حمله‌ی مسلمانان این جسد به شهر باری در جنوب ایتالیا انتقال یافت.
روز کریسمس 5- سنت نیکولاس تمامی ثروت خانوادگی خود را برای کمک به فقرا خرج کرد. به همین علت داستان شهرت و فداکاری او از سال 4 میلادی به بعد نسل به نسل بازگو شد.
6- نماد بابانوئل از سال 1920 تا 1931 به‌عنوان شخصیت تبلیغاتی شرکت کوکاکولا استفاده شد.
7- طرح اولیه بابانوئل‌های امروزی در سال 1804 میلادی توسط جان پینتارد (John Pintard) در نشست فرهنگی نیویورک طراحی شد.
8-; در طرح اولیه‌ی نماد بابانوئل (تا قبل از انتشار تبلیغ کوکاکولا) از دو رنگ سبز و آبی استفاده شده بود.
نماد سال نو میلادی بابانوئل 9- انیمیشن گرینچ به‌عنوان موفقترین فیلم کارتونی کریسمس شناخته شده است. این فیلم در سال 2000 تهیه شد و اکنون نسخه جدید آن در حال فیلم‌برداری می‌باشد.
10- انیمیشن پرمخاطب ملکه‌ی برفی (Frozen) با الهام از کریسمس و نمادهای آن ساخته‌شده است.
11- هرسال نامه‌های فراوانی به آدرس بابانوئل در قطب شمال یعنی کشور کانادا ارسال می‌شود.
12- معروف‌ترین شعر کریسمس ” Silent Night” نام دارد و از سال 1978 تاکنون بیش از 733 بار به زبان‌های و شیوه‌های مختلف بازنویسی شده است. البته رکورد بیشترین فروش را آهنگ (کریسمس سفید، White Christmas) در میان ترانه‌های کریسمس دارد.
13- گوزن شاخ‌دار شمال (reindeer) و پرنده کوچک سینه‌سرخ (robin) به‌عنوان دو حیوان کمک‌کننده به بابانوئل استفاده می‌شوند. زادروز میلاد حضرت مسیح
14- فیلم چند قسمتی تنها در خانه نام‌آشناترین فیلم در میان ایرانی‌هاست که به ایام کریسمس مربوطه می‌باشد.
15- اگرچه روز 25 دسامبر مقارن با زادروز میلاد حضرت مسیح (ع) را روز کریسمس می‌نامند اما در هیچ‌کدام از کتاب‌های انجیل اشاره‌ای به تاریخ ولادت مسیح (ع) نشده است.
16- با وجود اختلاف‌نظر در مورد تاریخ ولادت حضرت مسیح (ع) کنستانتین یکم یا کنستانتین کبیر یک روز ثابت یعنی 25 دسامبر را روز تولد مسیح معرفی کرد تا بتواند پایه‌های دین جدید رسمی روم را مستحکم کند. این تاریخ نزدیک‌ترین جشن مسیحیت به جشن باستانی ایرانی یعنی شب یلداست.
17- برای درخت کریسمس معمولاً از کاج و نراد استفاده می‌شود.
 تولد حضرت مسیح 18- ستاره بزرگ بالای درخت نمادی از فرشته بیت لحم و تولد حضرت مسیح (ع) است.
19- درخت کریسمس در حدود سال 1830 وارد آمریکا شد و تا سال 1846 استفاده از آن مرسوم نبود تا آنکه پس از ازدواج پرنسس آلبرت آلمانی با ملکه ویکتوریا و استفاده از درخت کریسمس در مراسم ازدواج آن‌ها این نماد رواج یافت.
20- ماجرای قرار دادن کادو زیر درخت کریسمس به داستان پیرمرد فقیری برمی‌گردد که سه دختر داشت. او توان مالی دادن پول جهیزیه برای ازدواج سه دختر خود را نداشت؛ روزی سنت نیکولاس از طریق لوله‌ی دودکش خانه پیرمرد به او کیسه‌ی پر از طلا می‌دهد تا برای ازدواج دخترانش استفاده کند و اینگونه بود که بابانوئل به وجود آمد.
کادو زیر درخت کریسمس 21- سنت هدیه دادن به کودکان توسط بزرگ‌ترها انجام می‌شود اما کودکان زمانی که هدیه‌های خود را از پای درخت کریسمس برمی‌دارند تصور می‌کنند که بابا نوئل به آنها هدیه داده است.
22- رسم هدیه دادن به کشور هلند و روز 6 دسامبر مربوط می‌شود. کودکان هلندی در شب 6 دسامبر کفش‌های خود را بیرون از خانه می‌گذاشتند تا بابا نوئل در آنها هدیه قرار بدهد.
23- به دلیل استفاده از نمادها در مراسم کریسمس این عید در ابتدا در قسمت‌هایی از آمریکا به‌خصوص شهر بوستون پذیرفته نبود.
24- از شکلات و شیر در جشن کریسمس استفاده می‌شود چراکه سنت نیکولاس برای کودکان شیر و شکلات می‌برد.

موسیقی
[ 8 نوامبر 2019 توسط باقری 0 نظرات ]

آلبوم خواننده زن ایرانی نامزد جایزه استرالیا شد + عکس و جزئیات

آلبوم امید از تارا تیبا موسیقی‌دان و خواننده ایرانی، نامزد جایزه موسیقایی ‘آریا’ی استرالیا شد. سبک موسیقی تارا تیبا آمیزه‌ای از موسیقی سنتی ایرانی با موسیقی ملل دیگر است

آلبوم «امید» از تارا تیبا، نامزد دریافت جایزه «آریا»

آلبوم «امید» از تارا تیبا، موسیقی‌دان و خواننده ایرانی، نامزد دریافت جایزه «آریا» یکی از مهم‌ترین جوایز موسیقایی استرالیا در بخش موسیقی جهانی شده است.

خانم تیبا که برای شرکت در مراسم جایزه «آریا» به شهر سیدنی استرالیا سفر کرده، می‌گوید که نامزد شدن در این جایزه برای او افتخار بزرگی است.

آلبوم امید در این بخش با چهار آلبوم دیگر رقابت می‌کند.

درباره آلبوم اول این هنرمند: سه گدار موسیقی تارا تیبا

تارا تیبا برای خواندن موسیقی سنتی، در ایران نزد هنگامه اخوان آموزش دیده و بعد از مهاجرت به استرالیا در موسیقی جز (Jazz) آموزش دیده است. موسیقی‌اش به جز دو عنصر موسیقی سنتی ایرانی و جز، عناصری از موسیقی اسپانیایی و کوبایی را هم در خود جا داده است. تارا تیبا، آلبومش را به کسانی تقدیم کرده که با بیماری‌های روحی و روانی دست به گریبانند و به همین دلیل آن را امید نام گذاشته.

تعدادی از ترانه‌های این آلبوم را پیشتر هنرمندان دیگری اجرا کرده‌اند. آهنگسازی کارهای جدید از خانم تیباست و هنرمندی کوبایی به نام «ایوان ملون لوئیس» ترانه‌ها را تنظیم کرده است. در این آلبوم صدای هیچ ساز ایرانی شنیده نمی‌شود اما آواز تارا تیبا با کلام فارسی به تنهایی بار ایرانی بودن این آلبوم را به دوش می‌کشد.

متن ترانه‌های این آلبوم را مهیار طهماسبی سروده، به جز ترانه «لحظه» که کار تارا تیبا است.

آلبوم امید از تارا تیبا
آلبوم «امید» از تارا تیبا

پیانو، باس، درامز، ساکسفون، ترومپت، گیتار، گیتار پرتغالی و سازهای کوبه‌ای، ارکستر ترانه‌های این آلبوم را تشکیل می‌دهد.

یکی از ترانه‌های این آلبوم بازخوانی ترانه‌ای معروف و قدیمی از سنت موسیقایی اندلوسی است که در ایران پیشتر با صدای دلکش و با نام «شانه» (با مطلع، بر گیسویت ای جان کمتر زن شانه) خوانده شده است.

ترانه‌‌ی دیگری از این آلبوم، بازخوانی یکی از آثار آلانیس موریست، خواننده راک کانادایی است که تارا تیبا با شعری فارسی آن را به سبک و سیاق خود اجرای دوباره کرده است.

تارا تیبا در متن منتشر شده آلبومش بعد از تشکر از کسانی که به او در تولید این اثر کمک کرده‌اند، از دو کشور هم تشکر کرده است؛ کشور ایران «به خاطر فرهنگ غنی موسیقایی» که به او داده و از استرالیا که او را به عنوان یک هنرمند استرالیایی پذیرفته است.

زنان در ایران از آواز خوانی در کنسرت‌هایی که مردان هم حضور دارند منع شده‌اند و اجازه انتشار آلبوم و فروش آثارشان هم صادر نمی‌شود. برای همین است که تارا تیبا می‌گوید: «من از کشوری می‌آیم که از نظر رسانه‌ها و جشنواره‌ها اصلا هنر موسیقایی من وجود ندارد.» همین است که او می‌گوید از استرالیا ممنون است که «خانه‌ای برای موسیقی» او شده است.

تارا تیبا که مدت‌ها با اضطراب و افسردگی دست به گریبان بوده، آلبومش را به کسانی تقدیم کرده که با بیماری‌های روحی و روانی دست به گریبانند. دلیلش هم این بوده که آگاهی درباره این بیماری‌ها کم است و لازم است که بدون واهمه از برچسب‌خوردن آدم‌ها درباره این گروه از بیماری‌ها صحبت کنند و به دنبال راه حلی برای بیماری‌هایشان باشند.

[ 8 نوامبر 2019 توسط باقری 0 نظرات ]

لوریس چکناواریان: رهبر اکستر ایرانی و خالق سمفونی صلح و هنر

بیوگرافی و کارنامه هنری خالق سمفونی صلح و هنر + عکس

 

«لوریس چکناواریان» به بهانه دریافت «نشان عالی هنر برای صلح» از ایران و صلح می‌گوید ‏

بیوگرافی و کارنامه هنری لوریس چکناواریان دارنده «نشان عالی هنر برای صلح»

لوریس هایکازی چکناواریان Loris Tjeknavorian زادهٔ ۲۱ مهر ۱۳۱۶ در بروجرد است. وی آهنگساز، رهبر ارکستر، نویسنده و نقاش ارمنی‌تبار اهل ایران است. وی یکی از چهره‌های شناخته‌شدهٔ فرهنگی ایران و ارمنستان است. «لوریس چکناواریان» جزو موفق‌ترین و مشهورترین موزیسین‌های تاریخ کشورمان است، اما برخلاف تازه به دوران رسیده‌های امروزیِ شاغل ‏در عرصه هنر، این سپیدموی موسیقی با وجود کوله‌باری از تجربه و رهبری ارکستر و تحصیل و تدریس در مهمترین مراکز ‏آموزشی جهان چنان صادقانه و بی‌ریا رفتار می‌کند که برای غریبه‌ها ناشناخته مانده است.

بیشتر بدانید : عاشقانه های چکناواریان در شب تولد 80 سالگی

چکناواریان به‌عنوان آهنگساز تاکنون بیش از ۷۵ اثر شامل ۶ اپرا، ۵ سمفونی، ۱ اوراتوریو، ۱ رکوئیم، آثاری در زمینهٔ موسیقی کُر، موسیقی مجلسی، موسیقی باله، پیانو و خوانندگی، و همچنین کنسرتوهایی برای پیانو، ویولن، گیتار، سلو و پیپا، در کنار موسیقی‌های متن فیلم ساخته‌است. او بیش از ۱۰۰ اثر با لیبل‌هایی مانند آرسی‌ای، فیلیپس، اِمی و ای‌اس‌وی منتشر کرده‌است.

لوریس چکناواریان سفیر صلح ایران
لوریس چکناواریان سفیر صلح ایران

چکناواریان بسیاری از ارکسترهای مهم جهان از جمله ارکستر فیلارمونیک ارمنستان، «فیلارمونیک سلطنتی انگلستان»، «فیلارمونیک سلطنتی لیورپول»، «ارکستر مجلسی انگلیس»، «ارکستر سمفونیک لندن» را رهبری کرده‌است.

چکناوریان، بین سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۰، رهبری ارکستر فیلارمونیک ارمنستان را برعهده داشت و بیشتر در ارمنستان به سر می‌بُرد.

گفت‌وگوی آوینی فیلم با استاد ‏چکناواریان به بهانه دریافت نشان عالی «هنر برای صلح» صورت گرفت و این رهبر سرشناس ارکستر اخباری دست اول از ‏اجرای «سمفونی دفاع مقدس» و ماموریت جدیدش در سازمان ملل ارایه کرد‎.

جایزه صلح

چکناواریان که نخستین اجرای ارکستر سمفونیک تهران را رهبری کرد، پیرامون دریافت جایزه صلح می‌گوید: «به‌نظرم همه ‏هنرمندان واقعی صلح‌طلب هستند، چون اصلا خود هنر، صلح است و پیام صلح و دوستی و انسانیت و اخلاق به جهان صادر می‌‏کند.

درباره این‌که چرا به من نشان صلح دادند را باید از مسئولان پرسید. شاید صلح را در همه کارهایم پیدا کردند. ‏همیشه حرفم این بود که هنرمند باید زیبایی‌ها را کشف کند‎.»

تاریخ پرافتخار ما

او جزو پیشگامان موسیقی متفاوت فیلم در ایران بوده است و ضمن تأکید بر اهمیت صلح‌ورزی ایرانیان در طول ‏تاریخ می‌گوید: «ما هیچ وقت جنگ‌طلب نبودیم و همیشه از کشور خود محافظت کردیم.

لوریس چکناواریان
لوریس چکناواریان

ایرانیان صلح‌طلب هستند، چون هیچ‌کدام از ‏شاعران بزرگ ما حرفی از جنگ در اشعار خود نزدند و همیشه درباره عشق و صلح و مهربانی سخن گفتند. شعر کلاسیک ما با ‏اشعار مبتذلی که بعد‌ها سروده شد، فرق دارد. باید خانواده‌های امروزی این موضوع را به کودکان بگویند تا بدانند ما چه تاریخی ‏داریم و صلح را احساس کنند.

این صلح از خانواده و مادر و پدر می‌آید و به جامعه می‌رسد. ما باید از مادران حمایت کنیم تا ‏بتوانند بچه‌ها را با صلح و آرامش بزرگ کنند‎.»

سمفونی عاشورا

استاد سال‌هاست که با فرهنگ و آیین ایرانیان رابطه‌ای نزدیک دارد. سمفونی عاشورا را ساخته و حضورش در ‏برنامه اهدای شال به نوحه خوانان نشان می‌دهد که این هنرمند سرشناس موسیقی با نگاه دین در هنر آشنایی دارد. ایشان در ‏خصوص ارزش فرهنگ و آیین ایرانی توضیح می‌دهد: «اقوام مختلف ایرانی در کنار هم با صلح و خوبی و احترام زندگی می‌کنند و دین و ‏آیین مورد توجه قرار می‌گیرد.

لوریس چکناواریان
لوریس چکناواریان

حرف‌های مزخرفی که دشمنان ایران درباره فرهنگ و تاریخ ما می‌زنند، بیهوده است. مگر ‏ایرانیان جنگ‌های جهانی اول و دوم را راه انداختند که آن همه آدم کشته شد؟ ایران هیچ وقت تهاجم به کشوری نکرده است. ‏الان هم همین‌طور است. من از روی شاهنامه، اپرا نوشتم و فردوسی را برخلاف نظر برخی‌ها کاملا علاقه‌مند به وطن و عاشق ‏زندگی می‌دانم. مثلا در داستان رستم و اسفندیار که من نوشتم، آمده است که قبل از این‌که به چشم طرف تیر بزند، به او پیشنهاد ‏صلح می‌دهد.

آن‌هایی که فردوسی را جنگ‌طلب می‌دانند لابد شاهنامه را خوب نخوانده‌اند. من از جایزه صلح خیلی خوشحال ‏هستم و امیدوارم خیلی بیشتر به مملکت خود خدمت کنم و از راه فرهنگ و هنر بتوانم قدم مثبتی برای کشورم بردارم‎.»

سمفونی دفاع مقدس

چکناواریان درباره ساخت «سمفونی دفاع مقدس» هم می‌گوید: «سمفونی دفاع مقدس را نوشته و تمام کردم و درحال ‏برنامه‌ریزی است تا ان‌شاء‌الله در یکی دو ماه آینده در تالار وحدت اجرا شود. من به این کار علاقه بسیاری دارم و با وجود این‌که ‏دیگر نمی‌خواستم رهبری ارکستر را انجام بدهم، احتمالا خودم این کار را اجرا خواهم کرد. البته برای من در ۸۳ سالگی ‏سخت است که به‌طور مداوم با گروه ارکستر تمرین کنم. برای همین از نصیر حیدریان خواهش کردم که برای اجرای سمفونی ‏دفاع‌مقدس کمک کند و ایشان امروز از اتریش تشریف می‌آورند تا تمرین‌ها را انجام بدهند و من دو سه تمرین آخر را با گروه ‏ارکستر انجام می‌دهم تا درنهایت برای رهبری ارکستر آماده باشم.»

وظایف دولت

او که در کارنامه درخشانش اپرا‌های مشهوری، چون اپرای شمس و مولانا را نیز دارد، می‌گوید: «باید دولت از هنرمندان حمایت کند تا آن‌ها بتوانند ‏حرف خود را به دنیا برسانند. وقتی هنرمند حمایت نشود نمی‌تواند انگیزه داشته باشد. وضع بعضی از هنرمندان خوب نیست ‏و دولت باید بتواند زندگی آن‌ها را تأمین کند و کمک کند تا آثار ایرانی به جهان برسد و پیغام صلح ایرانیان را مردم دنیا بشنوند. ‏

لوریس چکناواریان
لوریس چکناواریان

حالا می‌تواند نقاش، شاعر یا نویسنده و آهنگساز باشد. هرکسی با هنرش می‌تواند فرهنگ ایرانی را به جهانیان معرفی کند. من ‏سعی می‌کنم از نمایش‌ها و آثار هنرمندان ایرانی دیدن کنم، چون به نظرم این هنرمندان با این امکانات محدود فداکاری می‌کنند. ‏زندگی اکثر هنرمندان ما تأمین مالی نشده، ولی با عشق و علاقه به فرهنگ ما خدمت می‌کنند. این هنرمندان جوان فوق‌العاده ‏هستند و باید از آن‌ها حمایت کرد. من از کار آن‌ها لذت می‌برم‎.»

سفیر صلح ایران

لوریس چکناواریان با اعلام این‌که به‌عنوان «سفیر صلح ایران» در سازمان ملل معرفی شده است، می‌گوید: «این خبر هنوز به‌طور ‏رسمی اجرا نشده و فعلا طرحش داده شده و مکاتباتی درحال انجام است تا سازمان ملل این پیشنهاد را تأیید کند و بعد از آن برنامه‌‏ریزی خواهم کرد تا بتوانم پیام صلح ایرانیان را به جهان اعلام کنم و به‌عنوان نماینده ایران بتوانم سفیر خوبی در معرفی کشورم ‏به جهان باشم‎.»

موسیقی
[ 8 نوامبر 2019 توسط باقری 0 نظرات ]

کیهان کلهر جایزه مرد سال موسیقی جهان را دریافت کرد

کیهان کلهر، جایزه بزرگ مرد سال موسیقی ۲۰۱۹ را که وومکس نام دارد از آن خود کرد. کلهر این جایزه را دستاورد شخصی ندانست و تاکید کرد کرد تاریخ، کار سخت و تلاش بسیار پشت این موفقیت بوده است

کیهان کلهر برنده جایزه بزرگ موسیقی وومکس 2019

کیهان کلهر، نوازنده کمانچه و از موسیقیدانان معاصر ایرانی جایزه بزرگ موسیقی وومکس، مرد سال موسیقی ۲۰۱۹ را دریافت کرد.

برگزار کنندگان رویداد وومکس۲۰۱۹، ضمن ابراز خوشحالی از اهدای این جایزه به کلهر، این جایزه را به دلیل تسلط و یکانگی مهارت در نوآوری، ایجاد زبان‌های جدید هیجان‌انگیز موسیقی و برای رساندن سنت موسیقی کلاسیک ایرانی به گوش مردم سراسر جهان به کلهر اهدا کردند.

کیهان کلهر
کیهان کلهر

در توصیف هنر این هنرمند ایرانی، قبل از اهدای جایزه، بیان شد:

«برای کلهر، کمانچه صدای اوست. هنگامی که می‌نوازد انگار زبانی کامل ایجاد می‌کند که با سراسر مردم جهان از گذشته دور تا آینده ارتباط برقرار می‌کند. کیهان کلهر در طول زندگی حرفه‌ای خود با بهترین نوازندگان جای جای ایران همکاری کرده و موسیقی اقوام کردستان و خراسان را مورد مطالعه قرار داده است و با موزیسین‌های سایر فرهنگ‌ها نیز با زبان موسیقی دیالوگ داشته است از جمله شجاعت حسین خان از هند، یویوما و گروه بین‌المللی جاده ابریشم، اردال ارزنجان از ترکیه، تریو هلندی رامبرانت، تومانی دیاباته از مالی، گروه بروکلین رایدر و کوارتت کرونوس؛ از این رو به همه این صداها اجازه می‌دهد تا صدای او را فراگیر کنند.»

کلهر پس از دریافت جایزه، ضمن تشکر از وومکس، از محمدرضا شجریان که با بیماری دست و پنجه نرم می‌کند، به عنوان استاد بزرگ موسیقی ایران، یاد کرد و گفت:

«من تحت تاثیر قرار گرفته‌ام، خیلی خوب است که در طول زندگی حمایت و دیده شویم، من این جایزه را دست آورد شخصی نمی بینم، فکر می‌کنم تاریخ، کار سخت و تلاش بسیاری پشت سر این جایزه است، بنده نمایندگی جامعه موسیقی جهان را نمایندگی می‌کنم و مفتخر هستم که نماینده هنرمندان جهانی باشم، به جای جامعه موسیقی ایرانی.»

موسیقی
[ 8 نوامبر 2019 توسط باقری 0 نظرات ]

پاسخ علیرضا قربانی به حواشی آلبوم جدیدش با شجریان + عکس

پس از پاسخ همایون شجریان به منتقدان، علیرضا قربانی که قرار است با همکاری او آلبوم مشترک «افسانه چشمهایت» عرضه شود، در مقام پاسخگویی برآمده است

ماجرای همایون شجریان و علیرضا قربانی و ایران مال …

علیرضا قربانی با انتشار یک پست اینستاگرامی درباره حواشی پیش آمده برای آلبوم مشترکش با همایون شجریان، با گلایه از کسانی که با دست و زبان‌شان، هنرمندان را می‌آزارند، تاکید کرد پروژه «افسانه چشمهایت»، صددرصد یک حرکت فرهنگی است و فیلم‌برداری در مجتمع ایران مال، صرفا به پیشنهاد مدیر هنری و کارگردان تصویری کار انجام شده است.

علیرضا قربانی، درباره حواشی پیش آمده برای آلبوم «افسانه چشمهایت» به آهنگسازی مهیار علیزاده که به طور مشترک با همایون شجریان در آن خوانندگی کرده است، توضیحاتی را ارائه کرد. تصویربردای بخشی از این پروژه هنری در مجتمع تجاری ایران مال، بحث‌های فراوانی را دامن زده است.

این خواننده سرشناس موسیقی سنتی کشورمان، در آغاز پستی اینستاگرامی، از آن‌چه که همایون شجریان را به گلایه وا داشته، نوشته و تاکید کرده است: «اندک کسانی هر از چندگاهی با قلم و عمل‌شان موجب رنجش خاطر اهالی هنر و فرهنگ می‌شوند و سال‌هاست که ما از دست و زبان آنها در امان نیستیم. آن‌ها در تلاش هستند که شیرینی این رویداد خاص را که در موسیقی ایران کم نظیر است، برای ما تلخ کنند.»

او ادامه داده: «پروژه افسانه چشم‌هایت توسط یک حامی مالی (اسپانسر) و با یک نگاه فرهنگی حمایت می‌شود و غیر از آن هیچ شخص حقیقی یا حقوقی دخل و تصرفی در پروژه ندارد. استفاده از یک مکان خاص برای فیلم‌برداری صرفا به پیشنهاد مدیر هنری و کارگردان تصویری پروژه بوده و بر اساس معیارهای دیداری متناسب با شعر و ادب و زیبایی بصری انتخاب شده است.»

قربانی تاکید کرده است: «ما نیز مانند دیگر مردمان عزیزمان در سال‌های گذشته، از فسادهای مالی و غیرمالی که در کشور اتفاق افتاده، رنجیده خاطر هستیم و امیدواریم به زودی به تمام تخلفات و حقوق از دست رفته مردم در تمامی موارد رسیدگی شود. اما در این مورد خاص نه ما چنین گمانی را در مورد محل فیلمبرداری داشتیم و نه مطالب اثبات شده‌ای در این زمینه وجود داشت که ما از آن اطلاع داشته باشیم.»

علیرضا قربانی در اینستاگرام خود چنین نوشت:

«ما سرخوشان مست دل از دست داده‌ایم
هم‌راز عشق و هم‌نفس جام باده‌ایم
بر ما بسی کمان ملامت کشیده‌اند
تا کار خود بر ابروی جانان گشاده‌ایم

دوست و برادر عزیزم، همایون شجریان به‌تازگی در بیانیه‌ای که منتشر کرده است، گلایه‌هایی را مطرح کرده که خبر از داستانی بلند و دردی مشترک دارد. دردی که این روزها گریبان بسیاری از هنرمندان را که چون او با جان و دل برای مردمان‌شان نفس می‌کشند و همت می‌کنند، گرفته است. دشواری که همایونِ خویشتندار و صبور را به گلایه وا داشت، تجربهٔ مشترک امروز بسیاری از ما است. اندک کسانی هر از چندگاهی با قلم و عمل‌شان موجب رنجش خاطر اهالی هنر و فرهنگ می‌شوند و سال‌هاست که ما از دست و زبان آنها در امان نیستیم. آنها در تلاش هستند که شیرینی این رویداد خاص را که در موسیقی ایران کم نظیر است، برای ما تلخ کنند؛ که به لطف شما مردمان نازنین چنین نخواهد شد و ما با همت و پشت‌گرمی بیشتری در مسیر هنر و فرهنگ سرزمین‌مان، تمام آن‌چه را در توان داریم تقدیم خواهیم کرد.

اما در مورد حواشی پیش آمده لازم است که نکاتی را به صورت شفاف بیان کنم:
۱-پروژه افسانه چشم‌هایت همانطور که در تبلیغات هم مطرح شده است توسط یک حامی مالی (اسپانسر) و حقیقتا با یک نگاه فرهنگی حمایت می‌شود و غیر از آن هیچ شخص حقیقی یا حقوقی دخل و تصرفی در پروژه ندارد. استفاده از یک مکان خاص برای فیلم‌برداری صرفا به پیشنهاد مدیرهنری و کارگردان تصویری پروژه بوده و بر اساس معیارهای دیداری متناسب با شعر و ادب و زیبایی بصری انتخاب شده است.

۲-ما نیز مانند دیگر مردمان عزیزمان در سال‌های گذشته، از فسادهای مالی و غیرمالی که در کشور اتفاق افتاده، رنجیده خاطر هستیم و امیدواریم به زودی به تمام تخلفات و حقوق از دست رفته مردم در تمامی موارد رسیدگی شود. اما در این مورد خاص نه ما چنین گمانی را در مورد محل فیلمبرداری داشتیم و نه مطالب اثبات شده‌ای در این زمینه وجود داشت که ما از آن اطلاع داشته باشیم.

۳-از تمام آنهایی که دلسوزانه و مستدل موضوعی را تذکر می‌دهند یا با نیک‌اندیشی در موردی نوشته‌اند و گفته‌اند، حقیقتا سپاسگزاریم.
اما از بعضی هم که اسم و رسم و منافع گروهی آنها بر ما پوشیده نیست، اگر با بدخواهی در این مورد گفتند و نوشتند ، و هدفشان جز ضربه زدن به اعتبار هنرمندان و آسیب زدن به فرهنگ و هنر کهن ماست، نخواهیم گذشت و امیدواریم با رجوع به اخلاق و کرامت انسانی بیاموزند هرگز انتقاد سازنده را با غرض‌ورزی و کینه آغشته نسازند.

با مهر،
علیرضا قربانی
آبان ۹۸»

در ادامه پست منتشر شده در صفحه ی شخصی علیرضا قربانی را مشاهده می نمایید:

پاسخ علیرضا قربانی به حاشیه‌های آلبوم جدیدش
پاسخ علیرضا قربانی به حاشیه‌های آلبوم جدیدش

 

دسته‌بندی نشده
[ 7 اکتبر 2019 توسط باقری 0 نظرات ]

ناگفته هایی از زندگی التون جان، یکی از موفق ترین خواننده های موسیقی + عکس

ناگفته هایی از زندگی التون جان، یکی از موفق ترین خواننده های موسیقی + عکس

ناگفته هایی از زندگی التون جان، یکی از موفق ترین خواننده های موسیقی + عکس

 

سِر التون جان خواننده، آهنگساز، و نوازندهٔ پیانو اهل انگلستان است. تا به امروز بیش از ۲۵۰ میلیون نسخه از آثار التون جان در جهان به فروش رسیده‌است که به همین خاطر او به یکی از موفق‌ترین هنرمندان جهان در تمام دوران‌ها تبدیل شده‌است

نگاهی به آن روی سکه زندگی التون جان

التون جان اسطوره دنیای موسیقی است و در کنار خوانندگی و آهنگسازی دستی در نواختن پیانو نیز دارد، آلبوم‌های این خواننده انگلیسی که افتخار دریافت لقب سِر را نیز در کارنامه‌اش دارد بیشتر از ۲۵۰ میلیون نسخه در سرتاسر دنیا فروش داشته‌اند و به همین دلیل نیز التون جان یکی از موفق‌ترین خواننده‌های موسیقی در طول تاریخ شناخته می‌شود.

اگر کار‌های التون جان را شنیده باشید حتماً شما هم با ما هم عقیده هستید که التون جان از آن دسته خواننده‌هایی نیست که بخت و اقبال به آن‌ها رو کرده باشد و با خواننده‌ای طرف هستیم که انصافاً باید گفت استعداد خوبی دارد و با تلاش و پشتکار و سابقه حضور بیشتر از چندین دهه در دنیای موسیقی باعث شده تا به شهرت و افتخار امروز برسد.

 التون جان اسطوره دنیای موسیقی
التون جان اسطوره دنیای موسیقی

جالب اینجاست که التون جان میان‌بری برای رسیدن به افتخار پیش‌روی خود نداشته و سختی‌ها و ناملایمتی‌های زیادی را در این راه تجربه کرده است. بعضی از این دشواری‌ها مربوط به زندگی شخصی او می‌شوند و بعضی دشواری‌های دیگر را نیز شرایط کاری پیش‌روی التون جان قرار داده است. در کنار این موارد مشکلاتی نیز وجود داشت که مستقیماً زندگی التون جان را تحت‌تاثیر قرار نداده بود، اما او همیشه غیرمستقیم با این مشکلات دست‌به‌گریبان بود.

نگاهی گذرا به زندگی التون جان ثابت می‌کند که راه موفقیت، راه ساده و آسانی نیست، اما دور از دسترس هم نیست و می‌توان با تلاش و پشتکار به دستاورد‌های مهمی در زندگی رسید. طرفداران التون جان در جریان بیشتر موفقیت‌های او هستند، اما کمتر کسی از آن روی سکه زندگی التون جان خبر دارد، به همین دلیل در ادامه ناگفته‌هایی از زندگی این خواننده افسانه‌ای را با شما در میان می‌گذاریم.

التون جان مدت زیادی گرفتار مواد مخدر و الکل بود

این روز‌ها خبری از اعتیاد و الکل در زندگی التون جان نیست، اما این خواننده پرآوازه همیشه به این سبک زندگی نکرده است و به گزارش تلگراف، التون جان در ابتدا فردی خجالتی بود و برای اینکه به خجالتش غلبه کند از موادمخدر کمک می‌گرفت. در نتیجه اعتیاد به کوکائین مدت زیادی از بهترین سال‌های زندگی او را تباه کرد.

عکسهای التون جان خواننده بریتانیایی
عکسهای التون جان خواننده بریتانیایی

اعتیاد التون جان به جایی رسید که دوستان و آشنایانش او را تنها گذاشتند، اما او باز هم نتوانست کوکائین را کنار بگذارد و در همین زمینه کوئینزلند تایمز (Queensland Times) گزارش داد که التون جان در کنار موادمخدر، الکلی نیز بود و گاهی اوقات به‌مدت ۳ روز متوالی لب به غذا نمی‌زد و گرفتار اعتیادش بود. در نهایت نیز از فرط خستگی به خواب می‌رفت و پس از یک روز و نیم خواب، دوباره بیدار می‌شد و زندگی نکبت‌بار خود را با اعتیاد ادامه می‌داد.

جالب اینجاست که در آن زمان، التون جان چنین سبک زندگی را ناشایست نمی‌دانست و حتی حاضر نبود خودش را به‌عنوان یک معتاد معرفی کند. به نظر او، معتاد‌ها افرادی بودند که همیشه یک سوزن در رگ آن‌ها بود و از آنجایی که التون جان از این طریق، مواد مصرف نمی‌کرد، خودش را معتاد نمی‌دانست. خوشبختانه در نهایت التون جان به خودش آمد و رفتار مخرب گذشته‌اش را حیوانی و هیولا‌وار قلمداد کرد، در نتیجه در سال ۱۹۹۰ تصمیم گرفت تا پاک شود و از آن زمان تاکنون لب به الکل و موادمخدر نزده است.

التون جان رفیق گرمابه و گلستان جورج مایکل بود

التون جان به لحاظ سن و سال از جورج مایکل بزرگ‌تر بود، اما این دو خواننده انگلیسی نقاط مشترک زیادی با هم داشتند و به همین دلیل نیز، رفاقت دیرینه‌ای میان این دو شکل گرفت. از طرف دیگر جورج مایکل نیز گرفتار اعتیاد بود و همین امر باعث نزدیکی بیشتر این دو خواننده اسطوره‌ای شد. به گزارش تلگراف از آنجایی که التون جان در گذشته طعم تلخ اعتیاد را تجربه کرده بود تلاش‌های زیادی برای ترک دادن جورج مایکل انجام داد.

دوستی جورج مایکل و التون جان
دوستی جورج مایکل و التون جان

این دو خواننده مطرح ترانه «اجازه نده خورشید بر من نتابد» (Don’t Let The Sun Go Down On me) را با همسرایی کردند و از آنجایی که جورج مایکل دوست نداشت اعتیاد را کنار بگذارد، در نهایت التون جان از کمک به او دلسرد شد و میانه این دو خواننده به تیرگی کشید. در دهه ۲۰۰۰ میلادی التون جان آلبوم جدید جورج مایکل را مورد نقد‌های تند و تیزی قرار داد و جورج مایکل نیز در پاسخ رابطه‌اش را با التون جان کمتر کرد و مدعی شد التون چیزی از زندگی او نمیداند.

همان‌گونه که حتماً در جریان هستید جورج مایکل در سال ۲۰۱۶ از دنیا رفت و التون جان پس از مرگ، تعریف و تمجید‌های زیادی از استعداد بی‌مانند جورج در موسیقی به‌عمل آورد و او را فردی مهربان و سخاوتمند دانست.

التون جان میانه خوبی با هوادارانش ندارد

سر التون جان ممکن است اسطوره‌ای در دنیای موسیقی باشد، اما در بیشتر موارد فراموش می‌کند که محبوبیت خود را مدیون هوادارانش است و میانه خوبی با آن‌ها ندارد، به همین دلیل زمانی که هواداران به دعوت مسئولین برگزار کننده کنسرت‌های التون جان به روی صحنه می‌آیند، التون جان سر آن‌ها داد می‌زند و هوادارانش را به پایین صحنه هدایت می‌کند. در حاشیه‌های برگزاری کنسرت یا دیگر مراسمی که التون در آن‌ها حضور دارد نیز اگر هوادارن به او نزدیک شوند، سر آن‌ها داد می‌زند و از هوادارانش کناره می‌گیرد.

کنسرت التون جان
کنسرت التون جان

به همین دلیل نیز تلگراف گزارش داده بود که در کنسرت‌های بعدی التون جان، دیگر خبری از حضور هواداران روی صحنه نبود. جالب اینجاست که التون جان میانه خوبی با مدونا، دیگر اسطوره موسیقی نیز ندارد و مدت‌ها پیش او را زنی هرزه خطاب کرده بود که توانایی خوانندگی ندارد و روی صحنه لب می‌زند.

این قضیه رابطه میان التون جان و مدونا را تیره کرد تا اینکه در سال ۲۰۱۳ به صورت کاملاً اتفاقی التون و مدونا به یک رستوران برای صرف غذا مراجعه کردند، التون جان در این رستوران فرصت را مغتنم دانست و از مدونا بابت صحبت‌هایی که پشت سر او گفته بود عذرخواهی نمود و مدونا را به صرف غذا مهمان کرد. رفتار‌های خصمانه التون جان تنها به انسان‌ها ختم نمی‌شود و او حتی از دست طبیعت هم گله‌مند است، در این زمینه گاردین گزارش جالبی منتشر کرده و مدعی است، مدت‌ها پیش زمانی که التون هنوز با اعتیاد دست‌به‌گریبان بود، بر اثر صدای توفان از خواب بیدار می‌شود و از خدمتکارهایش می‌خواهد فکری به حال صدای توفان بردارند.

وقتی التون جان تهدید به مرگ می‌شود

التون جان ترانه‌های اعتراضی زیادی ندارد، اما سبک زندگی او که حتماً در جریان هستید باعث شده تا ناراحتی افراد و گروه‌های زیادی را به دنبال داشته باشد و بعضی‌ها حاضر نباشند وجود او را روی کره‌زمین تحمل کنند. در این زمینه مجله رولینگ استون، در سال ۲۰۱۰ گزارش داد که مردی ۶۵ ساله با نام نیل هورسلی (Neal Horsley)، با انتشار ویدئویی صریح و بی‌پرده در یوتیوب، التون جان را به مرگ تهدید می‌کند.

کاملاً مشخص است که نیرو‌های امنیتی دست روی دست نمی‌گذارند و سریعاً مرد مذکور را دستگیر می‌کنند، ناگفته نماند که عصبانیت این مرد و عزم او برای کشتن التون جان بی‌دلیل نبود چرا که مدتی پیش التون در مصاحبه‌ای وصله‌های نامربوطی را به حضرت مسیح می‌چسباند.

التون جان مردی با صدای عشق
التون جان مردی با صدای عشق

در کنار تهدید‌های آنلاین و غیرآنلاین که اهمیت زیادی نداشتند، التون جان تهدید‌های خطرناک‌تری را نیز دریافت کرده است. یکی از این موارد به سال ۲۰۱۶ مربوط می‌شود که در آن زمان یک جوان ۱۹ ساله با نام هارون علی‌سید (Haroon Ali-syed) برنامه‌ای برای بمب‌گذاری در یکی از کنسرت‌های التون جان ترتیب می‌دهد. بر اساس گزارش آلتیمیت کلاسیک راک (Ultimate Classic Rock)، هارون علی‌سید قصد داشت تا یک بمب دست‌ساز را در محل برگزاری این کنسرت در لندن منفجر کند. التون از این حادثه نیز جان سالم به در می‌برد و مامورین اسکاتلندیارد و ام. آی.۵ قبل رد این جوان را می‌گیرند و او را دستگیر می‌کنند.

التون جان گرفتار بیماری پرخوری عصبی بود

وقتی که التون جان در سال ۱۹۹۰ به مرکز ترک اعتیاد و الکل مراجعه کرده بود، از او پرسیدند که در کنار این اعتیاد‌ها، چه عادت‌های ناپسند دیگری دارد، و التون جان پاسخ داد که گاهی اوقات از کوره در می‌رود و بعضی مواقع نیز تا می‌تواند غذا می‌خورد. پس از بررسی‌های بیشتر مشخص کشد که التون جان گرفتار بیماری برخوری عصبی (bulimia) است و از قرار معلوم در آن زمان چیزی نزدیک به ۱۶ سال بود که از این بیماری رنج می‌برد.

پرخوری عصبی سر التون جان
پرخوری عصبی سر التون جان

التون جان که آگاهی زیادی در خصوص این بیماری نداشت، پس از آشنایی با عوارض آن درصدد درمان برآمد و در کنار الکل و موادمخدر، توانست بر پرخوری عصبی نیز غلبه کند. ناگفته نماند پایگاه خبری یو. پی. آی، مدعی شد که بیماری پرخوری عصبی التون جان در سال ۱۹۹۲ عود کرده و او دوباره به پرخوری روی آورده است. التون جان نیز در همان زمان پاسخ کوبنده‌ای به این ادعا داشت و مدعی شد چنین خبری کذب محض است و او هرگز عادت‌های ناشایست گذشته را تکرار نخواهد کرد.

مصرف بیش از حد مواد مخدر

برای شما گفتیم که التون جان از سال ۱۹۹۰ به این طرف زندگی سالم و بدون موادمخدر را در پیش گرفت، اما بر اساس گزارشی که کوینزلند تایمز منتشر کرد، التون ۱۵ سال قبل از اینکه مواد را کنار بگذارد در سال ۱۹۷۵ با مصرف بیش‌از اندازه مواد مخدر نزدیک بود جانش را پای مواد بگذارد.

این قضیه ختم به خیر شد، اما مدت‌ها بعد التون جان گفت که به دلیل مصرف بیش از حد مواد، تا پای مرگ پیش رفته و حالت‌های بسیار بدی که داشت را هنوز هم به خاطر دارد، از قرار معلوم پس از اینکه التون جان مواد زیادی را مصرف کرده بود حالت تشنج می‌گیرد و بدنش آبی می‌شود، خوشبختانه در آن زمان التون تنها نبود و افرادی که با او بودند، بدن نیمه‌جانش را افتاده روی زمین پیدا می‌کنند و حدود یک ساعت طول می‌کشد تا به حالت معمولی باز گردد. جالب اینجاست که پس از چنین حمله خطرناکی، التون جان دوباره سراغ مواد می‌رود و تا سال ۱۹۹۰ به این کار ناشایست ادامه می‌دهد.

بیشتر بدانید : داستان سلبریتی هایی که از دام اعتیاد رها شدند+ تصاویر

 

شرایط نابسامان پدر و مادر التون جان

تجربه نشان داده است بیشتر هنرمندان و سلبریتی‌های مطرح در خانواده‌های به‌هم پاشیده‌ای بزرگ شده‌اند. ظاهراً التون جان نیز پدری چاق و بدون اعتماد به‌نفس داشت و به‌رغم اینکه همیشه در حسرت آغوش پدرانه می‌سوخت، پدرش حتی یک بار هم در زندگی او را در آغوش نگرفت و خاطره‌های خوشی از پدرش ندارد.

التون جان که دلش حسابی از دست پدرش خون بود، انرژی منفی خود را به نیروی محرکه‌ای برای ادامه دادن به زندگی و موفقیت در کارهایش تبدیل کرد و دست آخر موفق هم شد. از طرف دیگر میانه مادر التون و پسرش نیز همیشه تیره و تار بود و التون جان مهر و محبتی از مادر دریافت نکرد.

در این زمینه مجله پیپل گزارش جالبی منتشر کرد و مدعی شد زمانی که مادر التون جان به سن ۹۰ سالگی رسیده بود، برای جشن تولدش از فردی که شباهت زیادی به پسرش داشت در خواست کرد تا نقش التون جان را در تولد او بازی کند. پس از اینکه مادر التون جان از دنیا رفت، قسمت زیادی از ثروت‌اش را برای دستیار سابق التون به ارث گذاشت، از قرار معلوم این فرد نقش مهمی در ادامه کدورت میان التون و مادرش داشت. مادر التون جان برای پسرش تنها چند گلدان و لوازم معمولی منزل در کنار عکس‌های خانوادگی‌شان را به ارث گذاشت. کاملاً مشخص است التون جان نیازی به ثروت مادر نداشت، اما همیشه از مهر پدر و مادر که با هیچ ثروتی نمی‌توان خریداری کرد محروم بود.

التون جان و جراحی حنجره

هنر هر خواننده‌ای در صدایش است و بدترین اتفاقی که برای هر خواننده‌ای ممکن است رخ دهد، از دست دادن صدای آن خواننده خواهد بود، شوربختانه باید گفت این حادثه ناخوشایند برای التون جان رخ داد و پس از آن، التون هرگز صدای قدیم‌اش را نداشت. بر اساس گزارش آلتیمیت کلاسیک راک، التون جان در دهه ۸۰ میلادی تور‌های زیادی را برگزار کرد و در عرض ۱۵ ماه، در چیزی نزدیک به ۲۰۰ کنسرت در سرتاسر دنیا حاضر شد.

این امر فشار زیادی به حنجره التون جان وارد کرد و در نهایت در اوایل سال ۱۹۸۷ بود که التون جان متوجه درد‌هایی در ناحیه حنجره شد، در پی این عارضه، التون در بیمارستانی خصوصی در استرالیا بستری گردید و تمام کنسرت‌های آن سال را لغو نمود. دلیل اصلی جراحی جنجره التون جان برملا نشد و در کنار اینکه گفته شد التون دچار یک عارضه جزیی در ناحیه گلو شده بود، بعضی‌ها معتقد بودند که التون جان سرطان حنجره داشت.

خوشبختانه جراحی حنجره التون با موفقیت پیش رفت و توانست به سرعت پس از بهبودی کامل به اجرای دوباره کنسرت‌هایش ادامه دهد. اما صدای التون جان پس از جراحی با صدایی که قبل از جراحی شنیده بودیم تفاوت‌های زیادی داشت و طرفداران از صدای جدید التون ناراضی بودند.

[ 7 اکتبر 2019 توسط باقری 0 نظرات ]

صد خواننده برتر تاریخ موسیقی به انتخاب مجله رولینگ استون

از الویس پریسلی تا جان لنون

بار دیگر رولینگ استون یک نظرسنجی و لیست دیگر رو کرده. این مجله که هر چند وقت یک بار چنین لیست‌های جالبی منتشر می‌کند و پیش از این صد گیتاریست برتر، 500 آهنگ برتر، صد آلبوم برتر، صد گیتار سانگ برتر، بهترین ملودی‌های گیتار و … را در نظرسنجی از موزیسین‌ها، کارشناسان و موسیقی دوستان انتخاب کرده بود، حالا دست به انتخاب صد خواننده برتر تاریخ زده است. البته توقع نداشته باشید که در این لیست نام امثال پاواروتی را ببینید. این لیست بیشتر به خوانندگان سبک‌های پاپ، راک، کانتری، سول، هیپ‌هاپ و … اختصاص دارد و کمتر خوانندگان جز و غیره در آن به چشم می‌خورند.

در این نظرسنجی آرتا فرانکلین خواننده دهه 60 میلادی به عنوان بهترین خواننده تاریخ انتخاب شده است. پس از او ری چارلز خواننده نابینا و سیاه پوست در رتبه دوم ایستاده است. الویس پریسلی جوانی که به عنوان راننده کامیون از روستاهای آمریکا به شهر آمد و استعدادش کشف شد، به عنوان سومین خواننده دست یافته است. نفر بعدی سم کوک خواننده دهه 50 میلادی است که در سال 1964 از دنیا رفت. مغز متفکر بیتل‌ها در رتبه پنجمین خواننده برتر ایستاده است و پس از او ماروین گای و باب دیلن قرار دارند و تاپ تن لیست با اوتیس ردینگ، استیوی واندر و جیمز براون بسته می‌شود.

مهم ترین افراد لیست صد تایی برترین خوانندگان تاریخ به همراه رتبه آن‌ها از این قرار است:

11) پل مک کارتنی
12) لیتل ریچارد
15) رابرت پنت ( لدزپلین )
16) میک جگر (رولینگ استونز)
17)  تینا ترنر
18) فردی مرکوری ( کوئین )
19) باب مارلی
21) جانی کش
23) دیوید بووی
24) ون موریسون
25) مایکل جکسون
27) هنک ویلیامز
28) جنیس جاپلین
29) تینا سیمون
30) پرینس
32) بونو ( یوتو )
34) ویتنی هیوستن
36) بروس اسپرینگزتین
37) نیل یانگ
38) التون جان
39) جف باکلی
41) چاک بری
45) کرت کوبین
47) جیم موریسن
50) بانی ریت
53) مادی واترز
55) پل راجرز
58) کریستینا آگیلرا
59) راد استیوارت
60) بیورک
64) اکسل رز ( گانزن روزز )
66) توم یورک ( ریدیوهد )
67) جری لی لوئیس
73) دالی پارتون
74) جیمز تیلر
75) ایگی پاپ
77) مرل‌هاگارد
79) ماریا کری
81) جان لی هوکر
82) تام ویتس
83) پتی اسمیت
86) آرت گارفانکل
87) دان هنلی ( ایگلز)
88) ویلی نلسون
93) اینی لینکس
96) بی بی کینگ
97) جو کوکر
98) استیوی نیکس ( فلیت وودمک )
99) استیون تایلر ( اروسمیت )
100) مری جی بلابژ

در ادامه معرفی برخی از جهره‌های مطرح لیست بالا را به قلم موزیسین‌های مطرح دنیا (که اغلب خود در این لیست حضور دارند) می‌خوانیم:

آرتا فرانکلین_تولد: 1942

آهنگ‌های کلیدی: احترام، من هرگر مردی را دوست نداشته ام (این گونه که تو را دوست دارم)، فکر کن، زنجیره احمق‌ها …
* منبع الهام هنرمندانی چون: ویتنی هیوستن، آلیشیا کیز، اینی لینکس

نمی‌دانم به خدا و بهشت اعتقاد دارید یا نه. اما آرتا هدیه ایست از سوی خداوند. وقتی او کلمات را بیان می‌کند می‌بینید که هیچ کس نمی‌توانسته بهتر از این آنها را ادا کند. او دلیل علاقه زن‌ها به آواز خواندن است! صدای او همه چیز را با هم دارد: تکنیک، قدرت، حس و … او هر چه می‌خواند را از ته دل می‌خواند و به آن اعتقاد دارد. از آن گذشته نوسان زیادی هم در کارش مشاهده نمی‌شود. چرا که خواندن برای او بازی نیست.

وقتی کودک بودم عادت داشتم به صدای آرتا گوش کنم. چون مادرم هر روز بلااستثنا “هیچ وقت راهی نیست” و ” کار درست را انجام بده، زن” را در خانه پخش می‌کرد. می‌دیدم که مادرم وقت گوش کردن به آن‌ها گریه می‌کند، من هم گریه می‌کردم. کم کم با گوش دادن آهنگ‌های دیگرش فهمیدم چرا مادرم گریه می‌کرد و موقع شنیدن آنها چه احساسی داشت. وقتی از نزدیک با آرتا کار کنی، تازه متوجه می‌شوی که چرا او آرتا فرانکلین شده. وقتی برای آهنگ “وقتت را تلف نکن” از آلبوم “مری” من با هم کار کردیم، او آمد در استودیو و مثل آب خوردن قطعه را خواند. خیلی بهتر از آنچه که تصور می‌کردیم.

الویس پریسلی_تولد: 1935/ مرگ: 1977

آهنگ‌های کلیدی: قطار مرموز، سگ شکاری، اذهان بدگمان، احمق …
*منبع الهام هنرمندانی چون: بونو، بروس اسپرینگزتین

دسته‌بندی نشده
[ 23 سپتامبر 2019 توسط باقری 0 نظرات ]

زادروز استاد آواز ایران، محمدرضا شجریان مبارک باد.

آفتاب‌‌نیوز : آفتاب: استاد محمدرضا شجریان در سایت دل‌آواز درباره خودش می‌نویسد: تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است. در خانواده‌ای که پدربزرگم(علی‌اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می‌خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته، گاه برای دوستان

سرشناسی که به دیدارش می‌آمده‌اند؛ می‌خوانده است. پدرم مهدی از صدای پرطنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می‌کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقیماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کرد که ازجمله خود اینجانب است.

تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می‌گذشت. در دوازده سالگی شهره‌ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان برخلاف خواسته‌ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم.

از نوجوانی برای فراگیری گوشه‌های آوازی به هر دری می‌زدم و از هرکسی که شمه‌ای اطلاع داشت سئوال می‌کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می‌کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم. آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت، تا اینکه در محیط شبانه‌روزی دانشسرا میسر شد “برنامه گلها” و برنامه “ساز تنها” را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم. کمی بعد دبیر موسیقی‌مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می‌زدم و تکنیک و متد را با سلیقه‌ی خودم تجربه و تمرین می‌کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه‌ها را دستور کار خود قرار داده بودم. دوستم همکلاسیم(ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد. ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می‌شود؛ زد. بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه‌های صبح نشستم و آنقدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من.

چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم آمد. پیدایش کردم و با هم دوست شدیم. سازی می‌زد و من هم می‌خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.
همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی‌ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می‌دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب‌فروشی‌ها و با دادن یک انعام 5 تومانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردم. آن را مطابق اندازه‌ها بریدم. در آن زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی‌فروخت. مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آنها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود؛ ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و درمورد پل‌گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا درحال ساخت داشتم که کار پل‌گذاری را برای موزون‌تر کردن صداها تا به حال ادامه داده‌ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده‌ام. درنظر دارم در آینده کتاب یا جزوه‌ای درباره تجارب کار پل‌گذاری‌های گوناگون که روی سنتورها کرده‌ام همراه با نتایج آنها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم.

در سالهای بعداز چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم. در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم.

سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام‌نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود. آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه‌ی بم فرود آمدم.

ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم. بعد آقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می‌خوانی؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آوازخوان می‌دانستم، بسیار جدی گفتم ابدا.

جوابی که بعداز یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد.

سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد(که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند، من هم به تهران بروم. با ایشان شبی به منزل آقای حسین محبی(که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه‌ی گلها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در “سه گاه” خوانده بودم به آقای داود پیرنیا(مسئول و تهیه‌کننده آن زمان برنامه گلها) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و برنامه‌ی گلها که منظور اصلی‌ام بود؛ گردید.

با سپاس از دلسوزی‌های ابولحسن کریمی و محبت‌های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده‌یاد حسین محبی.
در روزشمار زندگی این هنرمند که تا سال 81 را شامل می‌شود،‌ نیز آمده است:
1319 تولد اول مهر ماه در مشهد.
1324 آغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت.
1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد.
1327 آموختن تلاوت قران در نزد پدر.
1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی.
1329 آغاز تلاوت‌های قرآن در میتینگ‌ها و اجتماعات سیاسی آن سال‌ها. گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی.

1331 تلاوت قرآن برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو.

1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.

1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستان‌های مشهد.
1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد. آشنایی با آقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان(معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد).

1338 آغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای آوازهای بدون ساز و قراعت قرآن برای رادیو به طور افتخاری.

1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدام در آموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام‌الملک و آشنایی با سنتور.

1340 آشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد آقای جلال اخباری و شروع سنتورسازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور. جشن عقدکنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل‌افشان در شهر قوچان.

1341 جشن عروسی در مشهد(در 20 مرداد ماه) و آغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل آن سه دختر و یک پسر است.

1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه‌آباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه‌آباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت.

1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج می‌کند). انتقال از شاه‌آباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه. شرکت در مسابقات والیبال معلمان مشهد.

1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبستان مذکور.

1346 تدریس در دبستان‌های مشهد و انتقال در 25 آذر از مشهد به تهران. تدریس در دبیرستان صفوی. آغاز فعالیت با برنامه‌های رادیو ایران. آشنایی با استاد احمد عبادی.

راهیابی به کلاس درس آواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری. آشنایی با رضا ورزنده(استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه‌ در رادیو ایران که با عنوان (برگ سبز شماره 216 ) در شب جمعه 15 آذر ماه پخش شد. کار در رادیو با نام مستعار (سیاوش بیدکانی) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. آشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس آواز ایشان.

1347 انتقال از آموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی. راهیابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی.

1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 اردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف- ام به طریقه استریو فونیک و اجرای برنامه (سه گاه) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه استریو. قبولی در امتحان خط (مرحله عالی). راهیابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی.

1349 آغاز همکاری با برنامه‌های تلویزیون ملی ایران در برنامه (هفت شهر عشق) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هنر. سفر به برغان با استاد حسین میرخانی(خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی(مدیرعامل انجمن خوشنویسان) فرامرز پیل‌آ‌رام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان).

1350 آشنایی با استاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و آموزش ردیف‌آوازی صبا نزد فرامرز پایور. آشنایی و همکاری با هوشنگ ابتهاج(ه. الف. سایه) در برنامه‌های(گلهای تازه) رادیو.

1351 شروع تهیه برنامه‌های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در رادیو و همکاری با او. آغاز فراگیری ردیف‌های آوازی و تصانیف قدیمی نزد استاد عبدالله دوامی. برگزاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و هنرمندان دیگر.

دیدار و آشنایی با آقای دوامی به وسیله فرامرز پایور.
1352 آشنایی با استاد نورعلی برومند و فراگیری شیوه آوازی سیدحسن طاهرزاده نزد ایشان در مرکز اشاعه موسیقی و آشنایی با هنرجویان مرکز: محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگ‌فر و حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و گنجه‌ای و مقدسی و حدادی و دیگران.

1353 سفر برای کنسرت‌های هند و پاکستان و افغانستان با استاد احمد عبادی. سفر به چین و ژاپن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملک و پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو کشور.

1354 تولد همایون در 30 اردیبهشت ماه در تهران. ماموریت رادیو و تلویزیون برای کنسرت‌های فروردین در ایالات مختلف امریکا. انتقال از وزارت منابع طبیعی(به عنوان مامور خدمت) به رادیو. قطع رابطه با مرکز اشاعه موسیقی و ادامه درس آواز در منزل استاد نورعلی برومند.

1355 شرکت در جشنواره توس (نیشابور) با فرامرز پایور، سایه، حسن ناهید، رحمت الله بدیعی، محمد اسماعیلی، عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف. کناره‌گیری رسمی و قطع رابطه کامل از رادیو در اسفند ماه. اجرای آواز در صفحات ردیف‌نوازی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.

بهره‌گیری از محضر آقای برومند(در منزل خود استاد) شیوه آواز مرحوم طاهرزاده(آخرین جلسه روز چهارشنبه 29 دی ماه). فوت رضا ورزنده(29 دی ماه) و نورعلی برومند(30 دی ماه). آغاز ضبط تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی.

1356 اجرای برنامه (نوا) به همراهی محمدرضا لطفی و گروه شیدا. اجرای موسیقی(چهره به چهره) و (گلبانگ).

کناره‌گیری از رادیو. تاسیس شرکت دل‌آواز برای انتشار برنامه‌های خود.

1357 احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه. اجرای بخشی از (تلاوت قرآن). انتشار آلبوم(گلبانگ)، (دو نوار). همکاری در تاسیس کانون (چاوش) با هوشنگ ابتهاج و محمدرضا لطفی برای ادامه فعالیت‌های موسیقی در خارج از رادیو و تلویزیون(شجریان در آنجا تدریس می‌کرد).

1358 آشنایی با فیلسوف یگانه استاد غلامرضا دادبه(جانسوز) در منزل استاد خط مرتضی عبدالرسولی که آغاز فراگیری و شناخت بایگانی‌های فرهنگ و نواها، فرهنگ پهلوانی و جوانمردان، فرهنگ مادرنوایی. اجرای موسیقی(خلوت گزیده).(پیغام اهل راز) شامل دو نوار: راز دل و انتظار دل. آخرین کنسرت‌ها با گروه پایوردر مهرماه در تالار رودکی. کنسرت ماهور با محمدرضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی در آبان ماه.

1359 فوت استاد دوامی. اجرای موسیقی(عشق داند)،(در ابوعطا) اجرای موسیقی(ساز قصه‌گو)،(آواز سه گاه در انتشار مجدد آلبوم پیغام اهل راز). انتشار نوار موسیقی(پیغام اهل راز شامل دو نوار: راز دل انتظار دل).

1361 اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر(آستان جانان) پس از سه سال کناره‌گیری از فعالیت‌های کنسرتی و اجرای موسیقی نوا(مرکب‌خوانی) و سرعشق(ماهور) و بیداد.

1362 اجرای موسیقی(همایون مثنوی) با منصور صارمی. اجرای موسیقی چهارگاه با فرهنگ شریف و دیگر آوازها در برنامه‌های خصوصی.

1364 اجرای موسیقی(گنبد مینا)و (جان عشاق). انتشار نوار موسیقی (بیداد).

1365 انتشار نوارهای موسیقی(نوا)،(مرکب‌خوانی)،(سرعشق)، (ماهور) و (استان جانان). ضبط ده آواز به همراهی ویولن حبیب‌الله بدیعی در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی.

1366 آغاز کنسرت‌ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف. اجرای موسیقی(دود عود) و(دستان) و…
1367 برگزاری سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی(وحدت). انتشار نوار(دستان).

1368 اجرای(ماهور) و (ابو عطا) در کنسرت‌های بهاره در اروپا با پیرنیاکان، جمشید عندلیبی و اعیان. اجرای(نوا) و (افشاری) در کنسرت‌های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی، تار طلایی و تنبک شمیرانی.

1369 سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان و پرده‌برداری از پیکره‌ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه‌ی محمود تبریزی زاده، سه تار رضا قاسمی و تنبک مجید خلج. کنسرت‌هایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان، عندلیبی و اعیان. اجرای موسیقی(سرو چمان)، (پیام نسیم) و (دل مجنون) هرسه در امریکا. کنسرت شجریان برای زلزله‌زدگان رودبار در لس‌آنجلس. سخنرانی در پنج دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین.

1370 برگذاری 5 شب کنسرت در پارک ارم و 8 شب کنسرت‌های افتخاری برای مردم جنوب شهر تهران در فرهنگ‌سرای بهمن(کشتارگاه سابق تهران) در اسفند ماه.

برگزاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه چهل ستون اصفهان. کنسرت‌های اروپا با جهاندار و گروه آوا. جدایی از همسر اول خانم فرخنده گل‌افشان. اجرای موسیقی(دلشدگان) و (آسمان عشق). انتشار نوارهای موسیقی(سرو چمان)،(پیام نسیم)،(دل مجنون) و (خلوت گزیده).

1371 ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری. کنسرت‌های مرحله دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان، جمشید عندلیبی و همایون شجریان(اگوست تا نوامبر).

برنامه‌ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن تالار رودکی(وحدت)،‌تهران. اجرای موسیقی(یاد ایام). انتشار نوارهای(دلشدگان) و (آسمان عشق).

1372 انتشار گزارشی همراه با گفت‌و گویی با شجریان تحت عنوان(محمدرضا شجریان استاد آواز ایران کجاست؟) در نشریه نوید فضیلت، اجرای(سه گاه) و (راست پنجگاه) در کنسرت‌های اروپایی به همراهی محمدرضا لطفی و مجید خلج در تابستان.

1373 اجرای برنامه(قاصدک) در کنسرت‌های دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان.

1374 کنسرت‌های اصفهان، شیراز، ساری، کرمان و سنندج با گروه آوا. برگزاری کنسرتی در اروپا با محمدرضا لطفی. اجرای موسیقی(چشمه نوش) در فرانسه. انتشار نوارهای موسیقی(همایون مثنوی)، (گنبد مینا)، (جان عشاق)، چشمه نوش) و (یاد ایام). اجرای موسیقی(در خیال).

1375 درگذشت پدر در 18 آذر ماه در سن 85 سالگی.

اجرای موسیقی (رسوای دل) در دبی. انتشار موسیقی(در خیال). انتشار نوار موسیقی(ساز قصه‌گو)،(آواز سه گاه و انتشار مجدد آلبوم پیغام اهل راز).

1376 تولد پسر دوم رایان(از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.

اجرای برنامه‌های(سه گاه) و (ماهور) در کنسرت‌های دور اروپا با همکاری داریوش طلایی، سعید فرج‌پوری و همایون شجریان در پاییز. اجرای موسیقی(شب،سکوت، کویر). اجرا و انتشار موسیقی(معمای هستی) در کلن،آلمان. اجرا و انتشار موسیقی (شب وصل). انتشار نوار موسیقی(رسوای دل). انتشار نوار موسیقی ابوعطا(عشق داند).

1377 اجرای کنسزت‌های تهران، اصفهان و دور اروپا با گروه آوا. برگزاری کنسرت در امریکا در شهریور ماه. اجرای(آرام جان). انتشار نوار(پیام نسیم). انتشار نوار موسیقی(شب،سکوت،کویر). انتشار نوار موسیقی(چهره به چهره).انتشار نوار موسیقی(راست پنجگاه).

1378 اجرای (ماهور) و (افشاری) در 5 کنسرت به نفع دانش آموزان در شهر هشتگرد. بریافت جایزه‌ی پیکاسوئ دیپلم افتخار یونسکو از دبیرکل یونسکو؛ آقای مایور در پاریس،شهریور ماه. انتشار نوار(آرام جان). اجرای (آاهنگ وفا). انتشار نوار(تلاوت قرآن).

1379 انتشار کتاب(راز مانا) زندگی، دیدگاه و آثار استاد آواز ایران؛ محمدرضا شجریان). اجرای برنامه(نوا) و (داد و بیداد در زمستان در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به همراهی حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان.

عمل جراحی کلیه و دهانه‌های معده در واشنگتن در 20 اسفند ماه.

1380 عمل جراحی برای چسبندگی روده در تهران در آبان ماه.

1381 اجرای برنامه(راست پنجگاه) و(مرکب‌خوانی) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان. انتشار نشریه دفتر هنر شماره ی 15 ویژه محمدرضا شجریان در اسفند ماه در کالیفرنیا.
درنهایت استاد آواز ایران در خاندانی که هنر از هر دو سو موروثی بود(خاندان پدر صوت دلنشین و خاندان مادری خوشنویسی و موسیقی) دیده به جهان گشود. هنگامی که محمد رضا شجریان به دنیا آمد والدین او هرگز تصور نمی کردند که چه هدیه بزرگی به دنیای هنر و موسیقی تقدیم می‌کنند.

نقاشی
[ 21 سپتامبر 2019 توسط باقری 0 نظرات ]

اسرار پشت پرده خلق چند تابلوی نقاشی مشهور / از جیغ تا مرگ مارا+ تصاویر

اسرار پشت پرده خلق چند تابلوی نقاشی مشهور / از جیغ تا مرگ مارا+ تصاویر

 

آن‎چه در ادامه می‎خوانید بررسی چهار تابلوی نقاشی شاخص از چهار سبک مختلف است که سعی کرده‎ایم درباره هرکدام به رایج‎ترین سوالات درباره‎شان جواب بدهیم.

راز و رمزهای پنهان چهار تابلوی نقاشی مشهور

سردرآوردن از راز و رمز و پشت پرده هر چیزی جالب است؛ ما دوست داریم بدانیم در پشت صحنه فیلم‎ها چه اتفاقی می‌افتد. کنجکاویم بفهمیم روند ساخت قطعه موسیقی محبوبمان چطور بوده و آهنگ ساز، موقع خلقش چه حال و هوایی داشته‎است. نویسنده‎ها هم اگر از دنیای کاغذی‎شان پا بیرون بگذارند، کلی سوال داریم ازشان؛ چرا این داستان را نوشتی؟ ایده از کجا آمد؟ فلان شخصیت داستان، خودت نیستی؟ در بین همه این شاخه‎های کنجکاوی‎برانگیز هنر، نقاشی از همه کمتر به سوالات ما جواب می‎دهد. نقاشان بزرگ، شاهکارهای شان را آفریده‎ و دنیا را ترک کرده‌ و بدون کمترین توضیحی ما را با سوالات مان تنها گذاشته‎اند. نمونه بارزش، داوینچی با آن تابلوی مرموز «مونالیزا»یش که سال‌هاست دانشمندان و پژوهشگران را به تحقیق و مطالعه و بررسی واداشته‎است. هرچند همه آثار نقاشی، نقاط مبهم شان از نوع رازگونگی لبخند ژوکوند نیست اما هرکدامشان به‎نوعی در ذهن بیننده سوالاتی به وجود می‎آورند. آن‎چه در ادامه می‎خوانید بررسی چهار تابلوی نقاشی شاخص از چهار سبک مختلف است که سعی کرده‎ایم درباره هرکدام به رایج‎ترین سوالات درباره‎شان جواب بدهیم. دوستداران هنر، پرونده امروز را از دست ندهند.

جیــغ

تابلوی جیغ اثر ادوارد مونک

تابلوی جیغ اثر ادوارد مونک

نقاش |   ادوارد مونک
سبک |   اکسپرسیونیسم
سال |  بین سال‎های 1893 تا 1910
چهارگانه «جیغ»، شامل چهار تابلوی رنگی و رشته‌ای از طرح‌های قلمی و زغالی است که با عنوان «کتیبه زندگی» در دنیای هنر، شهرت جهانی دارد. «جیغ» از معدود آثاری است که کسانی هم که طرفدار  و پیگیر هنر نقاشی نیستند، می‎شناسندش و درکش می‎کنند. اما چه چیزی این تابلوی موهوم ترسناک را این‎همه معروف و محبوب کرده‌است؟ مونک درباره ایده خلق این تابلو گفته‎است: «یک روز عصر قدم‌زنان در راهی می‌رفتم؛ یک سوی مسیرم شهر قرار داشت و زیر پایم آبدره. خسته بودم و بیمار. ایستادم و به آن سوی آبدره نگاه کردم؛ خورشید غروب می‌کرد. ابرها به رنگ سرخ همچون خون، درآمده‌بودند. احساس کردم جیغی از دل طبیعت گذشت؛ به نظرم آمد از این جیغ آبستن شده‌ام. این تصویر را کشیدم. ابرها را به رنگ خون واقعی تصویر کردم. رنگ‌ها جیغ می‌کشیدند». حالا شاید بشود گفت دلیل ارتباط برقرار کردن هر بیننده‎ای با «جیغ»، احساس عمیق و قوی پشت آن است. بد نیست بدانید «جیغ» آن‌قدر در بیان درد گویاست که انجمن بیماران مبتلا به درد شدید عصب (نورالژی تریجمینال)، این تابلو را به عنوان نشان این بیماری انتخاب کرده‎است. درباره ریشه‎های تابلوی «جیغ» و منابع الهام آن تفاسیری هم وجود دارد. مثلا «سو پریدو»، رمان‎نویس و زندگی‎نامه‎نویس انگلیسی که مادرخوانده او دوست نزدیک مونک بوده و مونک پرتره‎ای هم از او کشیده‎بود، در کتاب زندگی‏نامه ادوارد مونک با عنوان «در پسِ تابلوی جیغ» نوشته‎است: «جایی که مونک بر آن ایستاده‎بود، درست در مقابل کشتارگاه اصلی و دیوانه‌خانه شهر بود که لورا، خواهرش، آن‎جا زندانی بود و مونک احتمالا به دیدنش می‎رفت. صدای جیغی که مونک شنید، می‎تواند صدای نعره حیواناتی باشد که در کشتارگاه سلاخی می‎شدند یا صدای دیوانگان تیمارستان که از درد، نعره
و فریاد می‎کشیدند». مونک در «جیغ» از چیزی هراسان است که مخاطبش با هر جنسیتی- نقاش، هنرمندانه فریاد را از دل شخصیتی بدون جنسیت برآورده‎است- با هر بار دیدن آن لرزه بر اندامش می‌افتد و احساس می‎کند این خود اوست که فریاد می‎کشد و تا ابد محکوم به سرگشتگی است. ادوارد مونک جیغ را در طول یک دوره انتقالی منحصربه‎فرد در تاریخ هنر نقاشی کرده‎است؛ این تابلو پس از پایان دوره واقع‌گرایی و هنگامی که هنرمندان می‌خواستند از نشان دادن مهارت‌های فنی خود در نقاشی اجتناب کنند، نقاشی شده‎است. این نقاشی دقیقا قبل از شروع سبک اکسپرسیونیسم کشیده شده و به‎نوعی شروع‎کننده این سبک است. نقاشان اکسپرسیونیست عقیده داشتند که به جای نقاشی کردن واقع‎گرایانه امور روزانه و اشیا، باید تلاش کنند که احساسات و هیجانات را در قالب نقاشی نشان بدهند.

شب پرستاره

آسمان پرستاره اثر ونسان ون گوگ

آسمان پرستاره اثر ونسان ون گوگ

نقاش |   ونسان ونگوگ
سبک |   پست امپرسیونیسم
سال |   1889
ارتباط بین بیماری‎های روانی و خلق آثار هنری همیشه موضوع بحث‎برانگیزی بوده‎است؛ بعضی‎ها در همه جلوه‎های نبوغ ردپایی از جنون می‎بینند و بعضی‎ها در حمایت از هنرمندان محبوبشان هر نشانه‎ای مبنی بر وجود اختلال را عمدا نادیده می‎گیرند. قضاوت قطعی در این‎باره کار راحتی نیست ولی دست‎کم درباره ونسان ونگوگ می‎شود از ابتلای او به اختلال روانی با قطعیت صحبت کرد. ونگوگ بزرگ یکی از بهترین و شاخص‎ترین آثار هنری جهان را در آسایشگاه روانی خلق کرد؛ «شب پر ستاره»، نمایی از یک چشم‎انداز است که ونگوگ آن را از درون اتاقش در بیمارستان روانی «سَن پاول دو ماسول» می‎دیده‎است. شگفت آن‎که، شب پرستاره یکی از نمادهای هنر مدرن اروپا به‎شمار می‎رود و از معروف‎ترین آثاری است که بیشترین تکثیر و کپی را بین تمام نقاشی‎‌ها داشته‎است. ونگوگ درباره جرقه کشیدن این تابلو برای برادرش نوشته‌است: «امروز صبح تا طلوع آفتاب، مناظر بیرون را از پنجره به نظاره نشستم، چیزی نبود جز ستاره‎های صبحگاهی که بسیار بزرگ به نظر می‎رسیدند». درباره «شب پر ستاره» هم مثل بسیاری دیگر از آثار هنری تفاسیر و تعابیر متعددی وجود دارد. پژوهشگران می‎گویند در سپیده‎دمِ بهار 1889، یعنی همان موقعی که ونگوگ این تابلو را کشیده، سیاره زهره قابل رویت و تقریبا در درخشان‎ترین حالت ممکن خودش بوده‎است؛ بنابراین درخشان‎ترین ستاره در نقاشی، درواقع همان ونوس یا زهره است. رنگ‎های آشفته و تپنده این تابلو که انگار میل دارند به هم بیامیزند، شکلی از آشفتگی را به بیننده القا می‌کند.  در سال 2004، دانشمندان با استفاده از تلسکوپ هابل، گردابی از ابرهای گرد و غبار و گاز را در اطراف یک ستاره دیدند که یادآور
«شب پر ستاره» بود. این انگیزه‌ای بود برای دانشمندان تا روشنایی را در نقاشی‌های ونگوگ با دقت مطالعه کنند. آن‌ها کشف کردند الگوی متفاوتی از ساختارهای سیالِ آشفته در بسیاری از نقاشی‌های ونگوگ وجود دارد که به معادله‌ کولموگروف نزدیک است. با این‎همه هنوز هم توضیح دقیق ماجرای پشت تابلوی «شب پرستاره» ممکن نیست؛ درحالی‎که خیلی راحت است بگوییم نبوغ آشفته‌ ونگوگ او را قادر کرد تا آشفتگی را به تصویر بکشد، همین‎طور خیلی دشوار است که توضیح بدهیم در دورانی از عذاب شدید، ونگوگ به طریقی توانست یکی از دشوارترین مفاهیمی را که پیش از انسان، طبیعت به وجودش آورده‎است، درک و بازنمایی کند.

مرگ مارا

مرگ مارا اثر ژاک لویی داوید

مرگ مارا اثر ژاک لویی داوید

نقاش |  ژاک لویی داوید
سبک |  نئوکلاسیسم
سال |   1793
«مرگ مارا»، از ماندگارترین تصاویر انقلاب کبیر فرانسه و مهم‎ترین اثر «ژاک لویی داوید»، نقاش بزرگ فرانسوی است. این تابلو به همان اندازه که مخاطب را تحت تأثیر قرار می‎دهد، کنجکاوی او را هم تحریک می‎کند؛ چه دلیلی برای ثبت کردن این صحنه غمبار وجود داشته‎است؟ مارا کیست؟ حضور نقاش در چنین موقعیتی چه معنی دارد؟ «ژان پل مارا» از سران انقلاب فرانسه و از حامیان بزرگ‎ترین و پرقدرت‎ترین حزب درگیر در انقلاب فرانسه بود. او در روزنامه‎اش، دائما مطالب جنجالی برای به وقوع پیوستن انقلاب می‌نوشت. همین حرف‌ها داوید را شیفته مارا کرد و باعث شد او به یک نقاش سیاسی تبدیل شود که برای دفاع از انقلاب هر کاری می‎کند. «مارا» بسیار تندرو بود و به خاطر امضای حکم اعدام صدها نفر از مخالفان مورد نفرت مردم بود. این تندروی‎ها سرانجام باعث شد یکی از مخالفانش، دختر جوانی به‎نام «شارلوت کوردی»، مخفیانه به خانه‌اش برود و او را در وان به قتل برساند. اما چه چیزی فکر ثبت کردن این موقعیت را ایجاد کرد؟ هدف این بود که از جنازه مارا برای جلب ترحم ملت استفاده شود. از این رو ژاک لویی داوید سریعا به محل حادثه فراخوانده شد تا نخستین راوی چنین رخدادی باشد. «مارا» شخصیت محبوبی نبود اما این موضوع چیزی از شکوه تراژیک صحنه مرگ او کم نمی‎کند، به‎ویژه برای داوید که رفیق او بود و همین رفاقت و ارادت نقاش به تابلو وجهه‎ای معنوی و قدسی داده‎است. مارا در نگاه داوید، تطهیرشده و بدون هیچ زخم عمیقی، بسیار
معصومانه بر دروازه مرگ جاودانه شده‎است. ژاک لویی داوید حتی عامدانه بیماری پوستی رفیقش را هم نادیده گرفته‎است. مارا بعد از یک جنگ و گریز با پلیس سلطنتی که در فاضلاب پاریس مخفی شده‎‌بود، به نوعی بیماری پوستی مبتلا شد. این بیماری او را دچار خارش‎های شدید و غیرقابل تحمل می‎کرد که بر عصبانیت و خشونتش می‎افزود. مارا همیشه از شر این خارش‎ها به وان حمام پناه می‎برد و همان‎جا کارهایش را روی جعبه‎ای چوبی انجام می‎داد. بعد از مرگ «مارا»، «داوید» جای او را گرفت و مسئول امضای برگه اعدام خائنان و مخالفان انقلاب شد. به همین دلیل، چند وقت بعد که ورق برگشت او و بسیاری از انقلابی‎های دیگر دستگیر و روانه زندان شدند. این زندان برای داوید حداقل یک خوبی داشت، چون باعث شد تغییر رویه دهد و به خودش برگردد؛ خود نقاشش بدون هیچ سیاستی.

پسر انسان

تابلوی پسر انسان اثر رنه ماگریت

تابلوی پسر انسان اثر رنه ماگریت

نقاش |  رنه ماگریت
سبک |  سوررئالیسم
سال |   1964
یکی دیگر از آشناترین آثار هنری برای همه مردم جهان، نقاشیِ «پسر انسان» است. تابلویی که همه عناصرش کاملا ملموس و معمولی است؛ مردی ملبس به کت‎وشلوار و کلاه در پس‎زمینه‎ای از دریا و آسمان ابری. یک سیب سبز معلق در هوا که صورت مرد را پوشانده‎است، جنبه سوررئال تابلو را برعهده گرفته‎است. ماگریت چرا با مرد توی تابلو چنین کاری کرده‎است؟ پشت آن سیب، چهره چه کسی قرار دارد؟ نکته جالب درباره «پسر انسان» این است که درواقع یک «سلف پرتره» یا «خودنگاره» محسوب می‎شود؛ جالب بودن این قضیه هم به این موضوع برمی‌‎گردد که نقاشان معمولا با خودنگاره‎هایشان سعی در جاودانه کردن چهره خودشان دارند، ماگریت اما بی‎اعتنا به این قضیه با یک سیب سبز همه صورت خودش را پوشانده‎است. او این خودنگاره را در پاسخ به اصرارهای فراوان دوستان و طرفدارانش برای کشیدن تصویر خودش نقاشی کرده‎است. از کسی که به «فیلسوف نقاشی» معروف شده انتظار کار بیهوده نمی‌رود؛ بنابراین قطعا ماگریت که تحت تأثیر فلاسفه‎ای مثل هگل، سارتر، هایدگر و فوکو بوده از این تابلو منظوری داشته‎است. خودش درباره این تابلو گفته‎است: «تابلوی پسر انسان درباره انسانیت است. هر چیزی که ما می‌بینیم، در واقع چیز دیگری را پوشانده‎است که ما را ترغیب می‎کند تا آن چیز و اتفاق نهفته دیگر را کشف کنیم. همیشه یک نوع کنجکاوی در انسان شعله می‎کشد تا
چیزهای پنهان را کشف کند و حتی بعدهای پنهان مسائل آشکار را درک کند. در واقع همیشه نوعی کشمکش میان چیزی که دیده می‎شود و چیزهایی که از نگاه افراد عادی پنهان است، وجود دارد». غیر از بعد فلسفی ماجرا، بعضی‎ها معتقدند در خلق این تابلو پای یک تراژدی شخصی در میان است. ماگریت در سه نقاشی دیگر هم افرادی را به تصویر می‎کشد که صورتشان مشخص نیست. در یکی از آن‎ها صورت شخص با گل‌ها پوشیده شده‎است، در دیگری با یک پرنده و در نقاشی سوم با یک سیب. این موتیف که بارها در آثار مختلف ماگریت تکرار می‎شود شاید تحت تأثیر مرگ مادر این نقاش باشد. وقتی ماگریت ۱۳ ساله بود، مادرش در یک رودخانه خود را غرق کرد. وقتی بدنش پیدا شد، یک پارچه صورت او را پوشانده‎بود و این دلیل تأثیر خود را روی ذهن ماگریت به جای گذاشت.

گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
seemorgh.com/culture
منبع: روزنامه خراسان